زهرا جمالی دکترای علوم سیاسی، نویسنده برگزیده ادبیات عاشورایی و قهرمان رشته تیراندازی جانبازان و معلولان؛بیان داشت :ایمان و خودباوری، کلید عبور از هر محدودیت است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ” ایلام پویا ” موفقیت همیشه در گرو شرایط آسان نیست؛ گاهی از دل محدودیتها، شکوفاترین استعدادها متولد میشوند. بسیاری از انسانها در برابر سختیها متوقف میشوند، اما برخی دیگر از همان سختیها پلهای برای صعود میسازند. زهرا جمالی از جمله همین انسانهاست؛ بانویی توانیاب که معلولیت جسمی–حرکتی نتوانست او را از حرکت بازدارد، بلکه به انگیزهای برای پیشرفت و خودباوری تبدیل شد.
او با اراده و پشتکار، در عرصههای گوناگون علمی، فرهنگی و ورزشی خوش درخشیده است؛ از کسب مدرک دکترای علوم سیاسی و تدریس دانشگاهی تا قهرمانی در رشته تیراندازی جانبازان و معلولان و دریافت عنوانهای برتر ادبیات عاشورایی در سطح ملی.
زهرا جمالی با باور عمیق به خداوند و ایمان به تواناییهای خود، نشان داده است که «معلولیت، محدودیت نیست»، بلکه میتواند آغاز راهی تازه برای ساختن و شکفتن باشد. گفتگوی پیشرو روایت زنی است که با تلاش، ایمان و امید، مرزهای ناتوانی را درنوردیده است.

زهرا جمالی، دکترای علوم سیاسی، نویسنده برگزیده ادبیات عاشورایی و قهرمان رشته تیراندازی جانبازان و معلولان در گفتگو اختصاصی با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ایلام پویا؛
مسیر زندگیتان را از کجا آغاز کردید؟
من متأهل هستم و یک فرزند دارم. دکترای علوم سیاسی با گرایش مسائل ایران. علاقهام به فعالیتهای فرهنگی و ورزشی از دوران کودکی شروع شد. همیشه در مدرسه در تیمهای ورزشی، تئاتر و کارهای گروهی فعال بودم. اما به صورت حرفهای حدود ۱۷ سال پیش وارد رشته تیراندازی جانبازان و معلولان شدم و تمریناتم را با مربیگری خانم کبری غیاثی به شکل جدی ادامه دادم.
چند مقام اول و دوم استانی و کشوری کسب کردم. البته مدتی بهدلیل تحصیل، اشتغال و ازدواج از تمرین دور شدم، اما با مربیگری خانم سعیده اندیشه دوباره برگشتم و باز هم در مسابقات کشوری به فینال رسیدم و مقام دوم تیمی را کسب کردم.
▪️چه چیزی باعث شد با وجود محدودیت جسمی، اینقدر پرتلاش و پرانرژی باشید؟
محدودیت جسمی شاید برای خیلیها سخت باشد، اما من باور دارم اگر انسان خودش را باور داشته باشد و با ایمان به خدا تلاش کند، میتواند فعال و اثرگذار باشد. من معلولیتم را نه مانع، بلکه پلهای برای رشد دیدم. ایمان و توکل به خدا، بزرگترین منبع اعتمادبهنفسم بوده است.
▪️در این مسیر، حمایت خانواده چه نقشی داشت؟
تلاش فردی مهم است، اما بدون حمایت خانواده پیشرفتی ممکن نیست. پدر و مادرم و همسرم همیشه کنارم بودند. هر وقت کم میآوردم، با حرفها و حمایتهایشان دوباره جان میگرفتم. واقعاً پلکان خودباوری من را خانوادهام ساختند.
▪️چطور وارد دنیای ادبیات شدید؟
از سال ۱۳۹۸ شروع به نوشتن قطعههای ادبی کردم. چون از کودکی به اهلبیت علیهمالسلام علاقه داشتم، نوشتههایم بیشتر درباره عاشورا و شخصیتهای کربلا بود. بعدها درباره شهدا و جنگ تحمیلی هم نوشتم. خوشبختانه در پنج دوره پیاپی همایش کشوری ادبیات عاشورایی رتبه برتر گرفتم.
▪️کدام اثر برایتان خاصتر است؟
اثری به نام «غدیر شام» درباره حضرت زینب سلاماللهعلیها. در این اثر، حضرت در کاخ یزید با خطبههایش لرزه بر اندام دشمنان میاندازد. این نوشته برایم بسیار عزیز است چون یادآور پیوند غدیر و عاشوراست؛ یعنی تداوم ولایت در سختترین شرایط.
▪️حضور در پنج دوره همایش ادبیات عاشورایی چه تجربهای بود؟
برای من این حضور یعنی فریاد بلند توانمندی توانیابان. دیدم چطور معلولان با قلمشان نقص را به فراموشی میسپارند و توانایی را فریاد میزنند. هر کس برای امام حسین (ع) بنویسد، مشمول عنایت ایشان میشود. این را با تمام وجود حس کردم.
▪️دلنوشتهای که در جشنواره بینالمللی خاتم سلیمانی برگزیده شد، چگونه شکل گرفت؟
آن نوشته را در سومین سالگرد شهادت سردار سلیمانی نوشتم. هنوز داغ دلها تازه بود. وقتی درباره سردار مینویسم، اشک در چشمانم حلقه میزند، اما متن را مثل خود سردار، با صلابت نوشتم. خوشبختانه مقام اول نثر ادبی بخش معلولان را گرفتم.
▪️بهنظر شما ادبیات چه نقشی در بیان درد و امید دارد؟
ادبیات میتواند درد را تصویر کند، امید بیافریند و انگیزه بدهد. با کلمات زیبا میتوان زخمها را مرهم گذاشت و برای دردها دارو تجویز کرد. من باور دارم ادبیات درمان روح است.
▪️در حوزه تحصیلی چطور پیش رفتید؟
در دوره دکتری با اساتید بزرگی درس خواندم. در حالی که مادر، همسر و شاغل بودم، اجازه ندادم تحصیلم لطمه بخورد. با برنامهریزی دقیق، ممتاز علمی شدم و حالا تدریس میکنم.
▪️چگونه بین کار علمی، ورزشی و هنری تعادل برقرار کردید؟
با سه اصل ساده: برنامهریزی، تلاش و توکل.
▪️از ورزش تیراندازی بیشتر بگویید.
حدود ۱۷ سال است بهصورت تخصصی تیراندازی میکنم. مدالهای مختلفی در سطح استانی و ملی دارم. تیراندازی به تمرکز بالایی نیاز دارد و همین تمرکز، در درس و زندگیام هم تأثیر مثبت گذاشته است.
▪️در رشتههای دیگر هم فعال بودید؟
بله، در مسابقات پینگپنگ بین همکاران مقام سوم گرفتم و در رقابتهای کشوری بین ادارات رتبه پنجم را کسب کردم. در دارت و والیبال هم فعالیت دارم و در دارت مقام سوم دارم.
▪️ورزش برایتان فقط رقابت بود یا جنبه درمانی هم داشت؟
هر دو. ورزش برایم هم رقابت بود، هم روحیهبخش، هم درمان. من بیتحرکی را دوست ندارم. ورزش باعث شد در اجتماع دیده شویم و روحیهمان چند برابر شود. برای من ورزش یعنی اعلام حضور در جامعه.
▪️در مسیرتان با چه چالشهایی روبهرو بودید؟
چالش همیشه هست؛ از کمبود امکانات و مشکلات مالی تا شرایط سخت زندگی. اما با ایمان، تلاش و همراهی خانواده توانستم همه را پشت سر بگذارم.
▪️هیچوقت احساس ناامیدی نکردید؟
چرا، اما به آن پر و بال ندادم. با خودسازی و توکل بر خدا آن حس را خاموش کردم. باور دارم ما معلولان برگزیدگان خدا هستیم و میتوانیم هر مانعی را برداریم.
▪️بزرگترین موانعی که شکستید چه بودند؟
درونیترین مانع، حس انزوا و گوشهنشینی بود که با حضور در جامعه از بین بردم. بیرونیترین مانع هم نگاه ترحمآمیز مردم بود که آن را با محبت و عملکردم تغییر دادم.
▪️خودتان را یک الگو برای معلولان میدانید؟
اگر بتوانم حتی یک نفر را به تلاش امیدوار کنم، بله. من معلولیتم را فرصت دیدم، نه ضعف. با همین دست معلول، در دانشگاه تدریس کردم تا نشان دهم میشود با نقص هم موفق بود.
▪️به نظر شما جامعه چه تصورات نادرستی درباره معلولان دارد؟
بزرگترین خطا، نگاه ترحمآمیز است. معلول نیاز به دلسوزی ندارد، بلکه نیاز به فرصت برابر دارد. مسئولان باید در تصمیمگیریها از مشاوران معلول استفاده کنند تا نیازهای واقعی دیده شود.
▪️چگونه میتوان استعدادهای معلولان را بیشتر شکوفا کرد؟
با برگزاری همایشهای استعدادیابی و ایجاد فرصت برای حضور در اجتماع. خود معلولان هم باید به تواناییهایشان باور داشته باشند، نه به نقصشان.
▪️در مسیرت حمایتها چطور بوده است؟
هم حمایت دیدم و هم بیتوجهی. مثلاً قانون میگوید تحصیل معلولان رایگان است، اما پرداختها گاهی انجام نمیشد. از سوی دیگر، بهزیستی همیشه حامی من بوده و از موفقیتهایم تقدیر کرده است.
▪️به جوانان و معلولانی که تازه مسیر تلاش را شروع کردهاند، چه میگویید؟
میگویم «خواستن توانستن است.» ناامید نشوند. هر کس به خودش ایمان داشته باشد، میتواند کوه را جابهجا کند.
▪️بزرگترین انگیزهتان برای ادامه مسیر چیست؟
پسر و همسرم. میخواهم بدانند برایشان از هیچ تلاشی دریغ نمیکنم. هدفم این است که به مردم استان ایلام خدمت کنم و فردی مفید باشم.
▪️اگر به گذشته برگردید، کاری هست که بخواهید تغییر بدهید؟
خیر. با همه پستی و بلندیها مسیرم را ادامه میدهم. فقط تلاش و توکل بر خدا را حفظ میکنم.
▪️وقتی به دستاوردها نگاه میکنید، چه احساسی دارید؟
میدانم هنوز تا اهدافم فاصله دارم، اما خوشحالم که در مسیر هستم.
▪️در پایان، جملهای که همیشه به خودتان یادآوری میکنید چیست؟
«خواستن توانستن است.» این جمله خلاصه همه زندگی من است.
زندگی و دستاوردهای زهرا جمالی نشان میدهد که اراده، توکل و خودباوری میتواند هر محدودیتی را به فرصت تبدیل کند. او الگویی از امید، ایمان و تلاش است؛ بانویی که با قلم، علم و ورزش ثابت کرده است معلولیت، ناتوانی نیست، بلکه میتواند آغاز شکوفایی باشد.
انتهای خبر/س