در عصر سلطه رسانه، دیگر جنگها صرفاً با اسلحه و سرباز پیش نمیروند؛ بلکه در عرصه ذهن، باور و ادراک انسانها آغاز میشوند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ” ایلام پویا ” حمید چیگل فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: در عصر سلطه رسانه، دیگر جنگها صرفاً با اسلحه و سرباز پیش نمیروند؛ بلکه در عرصه ذهن، باور و ادراک انسانها آغاز میشوند. جنگشناختی بهعنوان پیشرفتهترین لایه از جنگ ترکیبی، باهدف تسخیر ساختارهای ادراکی و مختلسازی فرآیند تصمیمگیری فردی و جمعی، در پی آن است تا هویت و اراده یک ملت را از درون تهی کرده و بیآنکه حتی گلولهای شلیک شود، سلطهای نرم و پنهان برقرار سازد. این جنگ، پیچیدهترین صورت تقابل جبهه حق و باطل در جهان معاصر است که میتواند در ۴ راهبرد به شرح ذیل خلاصه شود:
۱. راهبرد تفرقه: مهندسی شکافهای اجتماعی
در جنگشناختی، تفرقه نه یک پیامد، بلکه هدفی راهبردی است. دشمن با شناخت دقیق از بافتهای اجتماعی، مذهبی، قومی و طبقاتی جوامع اسلامی – بهویژه ایران – میکوشد از تفاوتها، شکاف بسازد. تقابلهای مصنوعی میان مذهبی و غیرمذهبی، قومیتها، طبقات اقتصادی، نسلها و حتی دوگانههای جعلی نظیر سنت و مدرنیته، در همین چارچوب طراحی میشوند. این تفرقه نهتنها انسجام ملی را تهدید میکند، بلکه زمینهساز فروپاشی سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است.
۲. راهبرد انحراف: جابهجایی اولویتها
تمرکز افکار عمومی بر مسائل اصلی، تهدیدی مستقیم برای منافع دشمن است. ازاینرو، راهبرد انحراف با بهرهگیری از هیاهوی رسانهای، سوژهسازیهای ساختگی و برجستهسازی حاشیهها، تلاش میکند تا توجه عمومی را از مسائل بنیادینی چون استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و پیشرفت علمی، به موضوعات زرد، حاشیهای و تحریکآمیز منحرف کند. این «تولید غبار اطلاعاتی» مانع تشخیص اولویتهای راهبردی میشود.
۳. راهبرد تحریف: بازنویسی واقعیت
تحریف، قلب حقیقت باهدف تغییر درک عمومی است. دشمن با اتکا به قدرت رسانه، نه فقط دادهها، بلکه تفسیرها، تاریخ، هویت و حتی واژگان را تحریف میکند. در این نبرد، قهرمانان ملی به «عامل سرکوب»، شهدا به «قربانی خشونت» و مفاهیمی چون استقلال، جهاد و مقاومت به ابزار خشونت و عقبماندگی تعبیر میشوند. تحریف، حافظه جمعی را نشانه میگیرد و نسل آینده را نسبت به داشتههای هویتی خود بیاعتماد میسازد.
۴. راهبرد شایعه: بمباران روانی
شایعه، سلاحی کمهزینه اما پُرنفوذ در جنگشناختی است. دشمن با تولید و انتشار شایعات هدفمند، ضربات شدیدی به آرامش روانی، اعتماد اجتماعی و انسجام ملی وارد میکند. این شایعات اغلب در بستر بحرانها – از بلایای طبیعی تا اعتراضات اجتماعی – فعال میشوند و با ترکیبی از واقعیت و دروغ، شبکه ادراک جامعه را فلج میکنند. در این میان، سکوت یا واکنش دیرهنگام مسئولان، میدان را برای دشمن باز میگذارد.
جمعبندی: از واکنش تا بازدارندگی شناختی
اگر جنگشناختی، میدان نبرد ذهنهاست، آنگاه «ادراک عمومی» خط مقدم این جبهه خواهد بود. مقابله با آن تنها با افشاگری یا اطلاعرسانی سطحی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند جهاد تبیینی هوشمندانه، اقناع اجتماعی، تقویت سواد رسانهای و بازآفرینی روایت انقلاب در بسترهای نوین است.
در این مسیر، نخبگان، رسانهها، روحانیون، معلمان و کنشگران فرهنگی، سربازان اصلی این جبههاند؛ و سکوت یا بیتفاوتی آنان، خیانتی نابخشودنی به نسلهای آینده خواهد بود.
جنگشناختی پایانی ندارد؛ زیرا ذهن انسان همواره در حال پردازش است. اما جوامعی که بتوانند هوشیاری شناختی و روایت بومی بسازند، از هر جنگی – بیهیاهو و بیخسارت فیزیکی – پیروز بیرون خواهند آمد.
انتهای پیام/س